علت‌یابی عدم تعامل فکری جوانان با خانواده در پایتخت (تضاد فکری جوانان با والدین و دیگر اعضای خانواده در کابل)

بیان مسأله
"
دلیل عدم تعامل فکری جوانان با والدین در پایتخت کشور (افغانستان) چیست و راه حل در این باره چه‌گونه‌ست؟"

این مسئله می‌تواند به‌طور جامع بررسی شود تا اهمیت و نقش تعامل فکری میان جوانان و خانواده، بیان شود. با در نظرگیری مساله می‌توان مشخص کرد که بخش‌های اصلی مقاله روی علت‌یابی، بیان راه‌کار برای تامین زندگی پویا و سالم میان خانواده‌ها، می‌باشد. این راه‌کار و پدیده‌ها با معرفی شیوه‌های رفتاری، کسب دانش، انعطاف‌پذیری، مسوولیت‌گیری و اهمیت روابط اجتماعی می‌تواند ابجاد شود.

 

واژه های کلیدی: تعامل فکری، جوانان و والدین، تربیت، رفتارها، سنت، پرخاش‌گری، خانواده

سوال های تحقیق

سوال اصلی:

  1. دلیل عدم تعامل فکری جوانان با والدین در پایتخت کشور (افغانستان) چیست و راه حل در این باره چه‌گونه‌ست؟

 

سوال های فرعی:

  1. چه چیزی جوانان را به تضاد می‌کشاند؟
  2. عوامل اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی دامنه‌ی این تضادها را چه‌گونه دیگرگون می‌کند؟
  3. راه حل برای ایجاد زمینه‌ی تعامل فکری و رفتاری میان جوانان و والدین شان چه‌گونه است؟

 

اهمیت و ضرورت تحقیق
تضاد میان جوانان و والدین یا اعضای خانواده از مساله‌های پیچیده و مهم در جامعه‌ی امروزی ما است و پرداختن در این باره می‌تواند برای تعداد زیادی از جوانان و خانواده‌ها سودمند باشد. این تحقیق به شما امکان می‌دهند تا در مورد این پدیده به طور جامع و عمیق‌تر بیندیشید و بنویسید. به‌صورت چند شماره کوتاه به اهمیت موضوع پرداخته‌ایم.

  1. افزایش دانش افراد جامعه در نحوه‌ی برخوردهای اجتماعی- خانوادگی
  2. دریافت علت خشونت‌های خانوادگی
  3. راه حل خشونت‌ها و عدم تعامل فکری میان جوانان و خانواده‌ها
  4. تامین زندگی خانوادگی مصوون و باسعادت در جامعه

پس، تحقیق در مورد عدم تعامل فکری جوانان و والدین در زندگی اجتماعی خیلی ضروری است. این تحقیق به شما امکان می‌دهد که به تجربه‌های گذشته و چالش‌های فعلی دست یابید و راهبردهای موثری را برای ارتقای این مساله شناسایی کنید.

 

چهارچوب نظری
در رابطه به عنوان مقاله با شماری از جوانان، والدین و استادان در کابل گفت‌وگو شده و با توجه به نظر و تحلیل آن چهارچوب نظری برای نوشتن این مقاله در نظر گرفته شده است که به ترتیب از معرفی پدیده‌های مربوط شروع و به یافته‌های راه حل و نتیجه‌گیری تمام می‌شود.

 

 

روش تحقیق
روش تحقیق در این مقاله ‌به‌صورت کیفی و مصاحبه با افراد جامعه به‌شکل نظرگیری می‌باشد. بنابر خواهش اکثر مصاحبه‌شوندگان نام آنان یاد نشده و با استفاده از نظر آنان قالب و ساختار عمومی محتوای مقاله در عنوان‌های اصلی و فرعی در نظر گرفته شده است.

جامعه‌ی آماری: جامعه‌ی آماری در این تحقیق، مقاله‌ها، کتاب‌ها و سایت‌های انترنتی می‌باشد.

نمونه و روش نمونه‌گیری: شیوه‌ی نمونه‌گیری در این تحقیق از نوع یادداشت‌برداری از مصاحبه‌ها، متن‌های سایر مقاله‌ها و کتاب‌ها و سایت‌های انترنتی است.

 

پیشینه تحقیق
چندین تحقیق و مقاله در این زمینه منتشر شده است که به برخی از این تحقیقات اشاره می‌کنم:

  1. مقاله‌ی "مشکلات نوجوانان و ارتباط آن با نهاد خانواده" در سایت انترنتی اسنا
  2. مقاله‌ی " منشا مشکلات جوانان با والدین + نحوه حل آنها" در سایت انترنتی داکتر فکر
  3. کتاب "جوان: انتظارات و مسوولیت‌ها" نوشته‌ای از محمد احسانی
  4. کتاب " جوان و بحران هویت" از محمدرضا شرقی
  5. تحقیق جمعی از محققان نوشته‌ای از محمدباقر مجلسی
  6. شماری سایت‌های انترنتی که در بخش فهرست منبع‌ها ذکر است.

 

محتوا و یافته‌ها

خانواده
خانواده یا خانوار به گروه دو یا چند نفره‌ای گفته می‌شود که باهم زندگی می‌کنند، درآمد مشترک برای غذا و دیگر ضروریات زندگی دارند و از طریق خون، فرزندخواندگی یا ازدواج، با هم نسبت دارند. در یک خانواده ممکن است یک یا چند خانواده زندگی کنند، تمام خانوارها، هم خانواده نیستند.

 

جوان
از نظر روی‌کرد جامعه‌شناسی، جوانی یک فرایند و ساختار اجتماعی است که با رخ‌دادهایی هنجار مانند ازدواج، فرزندآوری و اشتغال تعریف می‌شود و معمولن در سنی ۱۸ تا ۴۰ سالگی است ولی در اکثر کشورهای بیرونی، سن حوانی را از ۱۸ تا ۳۵ در نظر می‌گیرند.

 

مشکلات جوانان با والدین
نوجوانی می‌تواند دوران سختی باشد به‌دلیل این‌که فرزند شما تغییرات سریع جسمی و همچنین فراز و نشیب های عاطفی را تجربه می کند. جوانان حتی پس از پشت سر گذاشتن دوران نوجوانی نیز هنوز مطمئن نیستند کدام مقصد بهترین است. در این مدت خانواده یک پایگاه عاطفی امن است که در آن فرزند احساس دوست داشتن و پذیرش می کند، بدون توجه به آنچه در بقیه زندگی شان می گذرد. خانواده می تواند اعتماد به نفس و عزت نفس، انعطاف پذیری، خوش بینی و هویت فرزندتان را ایجاد کند و از او حمایت کند. مشکل اساسی در این‌جاست که اکثر خانواده‌ها بنابر شرایط زندگی شان از آموزش و فهم چنین پدیده‌ها کاملن دورد اند عدم در نظرگیری پدیده‌های یادشده می‌تواند میان پیوند فکری جوانان با خانواده فاصله ایجاد کند. از سوی دیگر جوانان که در سن متفاوت و تازگی‌اش قرار دارد خواست‌های فراوان از خانواده دارد. جامعه و دیگر هم‌گروه سنی‌اش فوق‌العاده بالای شان تاثیرگذار است. در زمان تازه با گسترش از فناوری و دانش و مفکوره‌های نوین زندگی می‌کند و دوست دارد شرایط دیگر از گروه هم‌ سنی‌اش را داشته باشد. زمانی‌که چنین خواست‌ها و مفکوره‌اش با شرایط اقتصادی و جغرافیایی متفاوت خانواده‌اش سازگاری نداشته باشد، فکر و خواست‌هایش از سوی خانواده و والدین‌اش برآروده نشود؛ این‌جاست که عدم تعامل و عدم سازگاری به‌طور قوی میان جوانان و خانواده‌های شان جرقه می‌زند. هنگامی‌که خانواده قوانین، مرزها و معیارهای رفتاری را تعیین می‌کنند، به فرد احساس ثبات، قابلیت پیش بینی، امنیت و تعلق داده خواهد شد. روابط حمایتی و نزدیک خانوادگی از فرزند در برابر رفتارهای پرخطر مانند مصرف الکل و سایر مواد مخدر و مشکلاتی مانند افسردگی محافظت می‌کند. به همین دلیل اگر در این مرحله مشکلی وجود داشته باشد، باید از سمت خانواده و یا کارشناسان مورد بررسی قرار گرفته و برطرف شود.

 

پرخاش‌گری؛
علل پرخاش‌گری جوانان و رفتار درست با آن‌ها
آیا به عنوان پدر و مادر می دانید که علل پرخاش‌گری نوجوانان و رفتار صحیح با آن‌ها چیست؟ نوجوانانی که در یکی از پر فراز و نشیب ترین مراحل زندگی خود از نظر رشد جسمی، جنسی و روانی قرار دارند، با بحرانی دست و پنجه نرم می کنند که عبور موفقیت آمیز از آن بدون کمک خانواده امکانپذیر نیست. از همین رو، روانشناسان بر شیوه های صحیح درمان پرخاشگری نوجوانان پسر و دختر برای داشتن جوانان سالم در آینده تاکید بسیار دارند.

در همین راستا لازم دیدیم تا علاوه بر تعریف درست پرخاشگری در نوجوانان ، به دلایل بروز اینگونه رفتارها بپردازیم و شما را با شیوه های صحیح مقابله با آن ها آشنا نماییم. چنانچه، شما نیز با نوجوان خود در مورد برخی از مسائل دچار دوگانگی یا مشکل هستید و نیازمند راهنمایی در مورد نحوه برخورد با آن ها می باشید، می توانید با کارشناسان و روانشناسان دکتر فکر تماس گرفته و مشاوره تخصصی دریافت کنید.

تعریف پرخاشگری در نوجوانان
نوجوانی پل عبور از مرحله کودکی به جوانی و بزرگسالی است. یعنی راه ارتباطی میان دو دنیای کاملا متفاوت که در آن نه کودک محسوب می شوی و نه بزرگسال. به همین دلیل هم این دوره از زندگی با چالش ها و ویژگی های خاصی همراه است که شاید نسبت به دوران های دیگر بسیار حساس تر باشد.

 

در واقع نوجوان در جدال میان پیدا کردن نقش خود در جامعه و اجتماع و همچنین به دلیل تغییرات فیزیکی و نبود تعادل شیمیایی هورمون ها، نوعی سردرگمی و عدم اطمینان را تجربه می کند و همین امر باعث بروز رفتارهای پرخاشگرانه در او می گردد. اما مسئله مهم در اینجا آن است که در مشاوره کودک و نوجوان تعریف پرخاشگری با خشونت متفاوت است. در واقع از نظر روانشناسان اجتماعی، پرخاشگری یک نوع رفتار آگاهانه محسوب می شود که هدف آن اعلام اعتراض نسبت به شخص یا موردی به شیوه های کلامی، ارتباطی و فیزیکی ( به شکل خفیف) است و در بین نوجوانان نیز طبیعی می باشد. در حالی که خشونت یک رفتار مضر محسوب می گردد که با آسیب های جسمی به خود یا دیگران همراه است. در حقیقت، خشونت تنها مختص به نوجوانی نبوده و می تواند منجر به اعمال تهاجمی و حتی جرم و جنایت گردد. بنابراین، با آگاهی از تعریف درست پرخاشگری در نوجوانان و و تفاوت آن با خشونت می توان واکنش های و برخوردترهای مناسب تری را اعمال نمود.

علل پرخاش‌گری در نوجوانان چیست؟
پرخاشگری می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. گرچه ما این ویژگی را در چنین دوره رشدی طبیعی می دانیم، اما میزان یا کم و زیاد بودن آن تحت تاثیر عوامل زیادی است که برخی از آن ها قابل کنترل می باشد. از جمله علل پرخاشگری نوجوانان به شرح زیر می باشند.

تغییرات جسمی و روانی

ارتباط نا مناسب با والدین، معلمان یا همسالان

ناتوانی در برآورده کردن نیازهای بالای والدین

تلاش برای کشف تفاوت ها و نیازهای جنسی

مشاهدات اجتماعی و محیط پیرامون

فضای مجازی و رسانه های اجتماعی

عدم رفتار صحیح با نوجوان  در خانه

شیوه های نادرست برآورده کردن نیازهای نوجوان از سوی خانواده

وجود الگوهای نامناسب

نحوه برخورد غلط رفتار پرخاشگرانه از طریق تشویق یا تنبیه

ژنتیک

ویژگی های فیزیولوژیک

ترس از آینده

هویت‌یابی

مقایسه با دوستان و همسالان

گرایش به مواد مخدر یا داشتن اعتیاد

عدم پذیرش و درک تفاوت های اقتصادی و اجتماعی

وجود پرسش ها و سوالات گوناگون در مورد دنیای پیرامون

ضعف اعتماد به نفس

اتفاقات آسیب زای روانی در دوران کودکی یا نوجوانی

کودک آزاری یا سوء استفاده های جنسی یا جسمی

اختلالات روانی همچون اختلال دوقطبی، اختلال هراس، جنون جوانی و افسردگی

مشکلات پزشکی همچون آسیب مغزی

اختلالات یادگیری

مشکلات اجتماعی و عاطفی

تفاوت پرخاشگری نوجوانان پسر و دختر

احتمالا برای والدین این سوال پیش می آید که آیا نشانه های پرخاشگری نوجوانان پسر و دخر مشابه است؟ یا آنکه فرزند خود را با خوشیاوندان غیر همجنس مقایسه نمایند. حقیقت آن است که در این دو جنسیت بروز عصبانیت دارای تفاوت هایی است. بر اساس تحقیقات پرخاش‌گری نوجوانان پسر حالت مستقیم تری دارد. بدین مفهوم که آنها از روش‌های فیزیکی و کلامی بیشتر استفاده می‌کنند. در حالی که پرخاشگری های غیر مستقیم و ارتباطی در دختران شایع تر است. به طور کلی، پرخاشگری نوجوانان پسر  نمودهای بیشتری نسبت به دختران دارد.

به عنوان مثال، ممکن است یک پسر در هنگام عصبانیت اشیائی را پرتاپ کند، با مشت به دیوار یا کسی بزند، یا حتی در موارد حاد به خودش آسیب برساند. البته این بدان معنا نیست که دختران نوجوان عصبانی نمی شوند. بلکه شکل و شدت آن فرق می کند. چرا که دختران احتمالا با جیغ کشیدن، الفاظ نامناسب یا حتی قهر کردن نارضایتی خود را نشان دهند.

 

 

پرخاشگری نوجوان چه زمانی نگران کننده می شود؟
علل پرخاشگری در نوجوانان چیست؟
همانطور که گفته شد، نوجوان در مرحله ایی از زندگی به نام بحران بلوغ یا پیش بلوغ به سر می برد و هنوز نمی داند که آیا باید مانند کودکی هایش رفتار و فکر کند یا اینکه دیگر بزرگ شده است. فرزندی که تا دیروز به هنگام کودکی در مقابل خواسته های والدین چشم می گفت، حالا از خود رفتارهای متعارض نشان می دهد. بنابراین، این خصوصیات تا حدی طبیعی است. اما در چه صورت باید نگران پرخاشگری نوجوانان بود و از حالت نرمال خود خارج شده است؟ بهتر است برای دریافت پاسخ، توضیحات زیر را مطالعه فرمایید:

تغییر ظاهر و مدگرایی در این سن طبیعی است. اما اگر تبدیل به ظواهر غیر متعارف و همراه با آسیب رساندن به سلامت جسمی و روحی بود، هشدار دهنده می باشد. استقلال طبیعی یک امر معمول و پسندیده است و ممکن است برای متقاعد کردن دیگران به بحث بنشیند. اما اگر به مشاجرات، خشونت، ترک خانه و مدرسه، قانون شکنی و رفتارهای ناهنجار تبدیل شود، هشدار دهنده خواهد بود. نوسانات خلقی به دلیل تغییرات هورمونی طبیعی است. اما اگ اضطراب شدید، مشکل در خوابیدن، افت تحصیلی، افسردگی یا رفتارهای خطرآفرین بروز نماید، هشدار دهنده می باشد. مصرف و رفتن به سمت الکل، مواد مخدر یا روانگردان ها به هر حالت هشدار دهنده است. تحت تاثیر دوستان قرار گرفتن و تمایل به گذراندن وقت با آن ها طبیعی است. اما چنانچه گروه دوستان را به یکباره تغییر می دهد، ترس از مدرسه در او روی می دهد، از قوانین سرپیچی می نماید، بیشتر اوقات خود در تنهایی می گذراند، یا از عواقب رفتارهای بد بیمی ندارد، هشدار دهنده است.

درمان پرخاش‌گری نوجوانان
مسلما هیچ کس به اندازه پدر و مادر نمی تواند در کنترل و مدیریت خشم، پرخاشگری یا استرس در کودکان یا نوجوانان موفق باشد. چرا که آن ها شناخت کافی و بالایی از فرزند خود و شرایط خانوادگی یا تحصیلی او دارند. با این وجود، آگاهی از مهارت ها و راهکارهای علمی و مورد تائید روانشناسان می تواند بسیار کمک کننده باشد. زیرا، سوالات زیادی از سوی والدین در این زمینه مطرح می شود. ما در ادامه به برخی از مهم ترین شیوه های درمان پرخاشگری نوجوانان اشاره می کنیم.

علت‌های اصلی پرخاش‌گری نوجوان را بیابید
گاهی پرخاشگری نوجوانان ناشی از محیط نابسامان و آشفته خانواده یا روابط نادرست بین فردی آنهاست. فشارهای تحصیلی،  دوستان، بیماری های روانی، محرک های اجتماعی، وجود استرس، اضطراب و … همگی در پیدایش رفتارهای پرخاشگرانه تاثیر گذار  هستند. بهتر است زمان هایی را بدون هیچ گونه قضاوت، نصیحت یا قطع صحبت برای شنیدن و درد و دل های فرزند خود اختصاص دهید. اجازه دهید تا به او در محیطی امن و آرام خود را تخلیه کند و فشارها و به شکل سازندهای رها سازد.

 

 

 

مراقب رفتار و واکنش های خود باشید
در زمان عصبانیت نوجوان، برخورد و واکنش ما بسیار اهمیت دارد. چرا که اگر شما نیز با فریاد و پرخاش به او پاسخ دهید، التهاب و تشنج را در او بیشتر خواهی کرد. در مقابل بهتر است بدون انتقاد و با لحنی آرام به بگویید که ” می دانم که الان تو عصبانی هستی”،  چگونه می توانم به تو کمک کنم” و یا اینکه ” بعداً در مورد این مسئله با هم صحبت می کنیم “. گاهی یک نگاه مهربان و نوازش می تواند به فرزند شما این پیام را القا می کند که نه تنها با او خصومتی ندارید بلکه همراه او و مشکلاتش هستید. امکان دارد پرخاش نوجوان شما ناشی از افسردگی یا محرک های محیطی باشد. حتما در پیدا کردن این علل هوشیار بوده و برای رفع آن ها اقدامات مناسب انجام دهید.

به او در کسب مهارت های کنترل بر خشم کمک کنید
نوجوانان سرشار از انرژی هستند و همانطور که گفته شد در درون خود با کشمکش های گوناگونی مواجه می باشند. به همین دلیل، به دنبال راهی برای آزاد سازی این انرژی بوده و گاهی آن را به صورت نامناسبی بروز می دهند. سعی کنید او را در مسیر درست تخلیه این انرژی های روانی قرار دهید تا آن ها را به شکل پرخاش و بی احترامی نشان ندهد. برنامه هیجانی، تفریحی و ورزشی راهکار مناسبی برای کاهش پرخاشگری نوجوانان است.

از کنترل بیش از حد بپرهیزید
دوره نوجوانی دوره کنترل کردن و امر و نهی نیست. پدر یا مادر نمی تواند خواسته های خود را مدام به او دیکته کرده و یا او را از کارهای مختلف بازدارد. برای مثال، ممکن است والدی با صدای بلند و دستور مابانه ار فرزند بخواهد درس هایش را بخواند، لباس مناسب بپوشد، مودبانه صحبت کند، گوشی او را چک کند،

شاید چنین رفتاری در آن لحظه تاثیرگذار باشد، اما همانند یک مسکن عمل کرده و پس از مدتی نتیجه برعکس شده و پرخاشگری نوجوانان را برمی انگیزد. در مقابل تلاش کنید به یک حامی تبدیل شده و از دور بر او نظارت داشته و به طور غیر مستقیم او را کنترل نمایید.

از نصیحت‌کردن بپرهیزید
کاملا قابل درک است که والدین نگران حال و آینده نوجوان خود باشند و برای داشتن یک فرزند سالم سعی کند او را در جنبه های مختلف راهنمایی نماید. اما یادتان باشد که نصیحت کردن باعث می شود که نوجوان در مقابلتان گارد بگیرد. از جمله علل پرخاشگری نوجوانان پسر  و دختر نصیحت شدن های زیاد است. استقلال طلبی یکی از مهم ترین خصوصیات دوران نوجوانی استو در حالی که با نصیحت، او احساس می کند که چنین حقی از او سلب شده است. اگر می خواهید راهنمایی را به شکل موثرتری در اختیار فرزند بگذارید، در ابتدای جمله خود از عباراتی همچون به نظر من اگر اینطور باشد بهتر است .. ” استفاده کنید. در پایان نیز بگویید که تو دیگر بزرگ شده ایی و تصمیم با خودت است. بدین ترتیب، او آرامش بیشتری احساس کرده و اعتماد بنفسش بالاتر می رود.

 

 

 

به او مهارت‌های ابراز وجود را بیاموزید
گاهی دلیل پرخاشگری نوجوانان این است که می خواهند خود و توانایی هایشان را به دیگران نشان دهند و یا از حق خود دفاع کنند. این امر حی می تواند ناشی از عدم قاطعیت باشد. قبل از هر چیز سعی کنید یک الگوی مناسب برای او باشید. چرا که هیچ چیز به اندازه رفتار عملی نمی تواند تاثرگذار باشد. سپس در مورد اینکه می تواند بدون عصبانیت یا نقض حقوق دیگران، نظر خود را بیان نمایند و به کسی اجاز تعرض به حق یا حریم شخصی اش را ندهد، ب او صحبت نمایید. مثلا، اگر کسی در صف حق او را ضایع می کند و جلوی او می ایستدف چه کند. یا در در زمان هایی که احساس می کند مورد سوء استفاده قرار گرفته چه راهکارهایی بهتر است.

روش حل مسئله را به او بیاموزد
نوجوان به عنوان یک انسان روزانه با مسائل گوناگونی روبرو است که باید در مورد آن ها به درستی تصمیم گیری نماید. انجام یک پروژه انفرادی یا گروهی در مدرسه، برخورد نامناسب یا چند تن از همسالان، ناتوانی در بدست آوردن نمره خوب، و … همگی از نمونه مسائلی هستند که احتمالا فرزند شما با آن ها دست و پنجه نرم می کند. حال اگر نتواند بخوبی از عهده این موارد برآید، دچار ناکامی شده و عصبانیت بروز می یابد. یک شیوه درست برای پیشگیری و مقابله با پرخاشگری نوجوانان آن است که به او مهارت حل مسئله را بیاموزید. بدون هیچ گونه سرزنشی، راه های القوه را شناسایی و با یکدیگر بررسی نمایید تا او نیز بتدریج این مهارت را یاد بگیرد.

برای جلوگیری از پرخاشگری نوجوانان ارتباط قویتری با او داشته باشید
شاید با دیدن پرخاشگری نوجوانان این احساس به والدین دست دهد که نسبت به خانه و خانواده بی اهمیت شده یا آن ها را دیگر دوست ندارد. اما مطمئن باشید که هنوز هم امن ترین و لذت بخش ترین جای دنیا، بودن در کنار خانواده ایی است که به او احساس آرامش، پذیرش، محبت و عشق را منتقل می کنند. اگر می خواهید ارتباط بهتری با نوجوان خود داشته باشید، بهتر است در زمان هایی عصبانیت با خستگی بیش از حد در مورد مشکلاتش با او صحبت نکنید و در مقابل هنگامی که آرام و پر انرژی می باشید، در یک فضای مناسب با او به صحبت دوستانه بنشینید.

هنگامی که صحبت می کند، با او ارتباط چشمی محبت آمیز برقرار کنید و نشان دهید که با تمام تمرکز به او گوش می دهید. اگر در برخی مواقع فرزندتان تمایلی به صحبت نداشت یا با بی اعتنایی رفتار کرد، نا امید و ناراحت نشوید. شاید حتی لازم باشد چندین بار را بدون هیچ گونه صحبتی در کنار هم سوار ماشین شوید یا غذا بخورید. اما او بالاخره شروع به صحبت خواهد کرد. در سرگرمی ها یا تفریحات مورد علاقه اش با او شریک شوید. مثلا، پدران می توانند با وررزش کردن سهم بسزایی در کاهش پرخاشگری نوجوانان پسر خود داشته باشند و اوقاتی را با یکدیگر به فوتبال، والیبال، تنیس، شنا یا هر ورزش دیگری سپری نمایند. مادران نیز برای پرخاشگری نوجوانان دختر می توانند با یکدیگر به تماشای فیلم بنشینند یا در مورد اطرافیان صحبت کنند.

 

 

 

نقش هنر گفت‌وگو در خانواده برای کاهش تنش
اهمیت و اصول گفت‌وگو در خانواده
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های خانواده‌ی موفق، توانایی برقراری ارتباط درست و صمیمانه میان اعضای خانواده است. گفت‌وگو، قلب روابط صمیمی انسانی است و عنصری حیاتی در استحکام بنیان خانواده محسوب می‌شود. در خانواده ای که اعضای آن هنر گفتگو در خانواده را به خوبی بلد نباشند، همواره دچار کشمکش و تنش هستند.

تکنولوژی و پيامد نبود گفت‌وگو در خانواده
متاسفانه امروزه، پیش‌رفت تکنولوژی اگر چه سبب راحت‌ترشدن ارتباط میان افراد شده است ولی ما را در زمینه صمیمیت، دچار خسارت و زیان کرده است. حالا شاید این سوال در ذهن شما مطرح گردد که استفاده از گوشی همراه، رایانه و دیگر وسایل ارتباطی چه تاثیری بر روی ارتباطات گذاشته است؟ تحقیقات نشان داده است که کلمات واقعی تنها هفت درصد از ارتباط میان افراد را تشکیل می‌دهد و بقیه از طریق زبان بدن، صورت، چشم و تن صدا منتقل می‌شود. این بدان معناست که وابستگی به ارتباطات الکترونیکی، تقریبا 93 درصد از توانایی انسان برای برقراری ارتباط صحیح گفت‌وگو در خانواده را از شما می‌گیرد. آمارها نشان می‌دهند که یکی از مهم‌ترین دلیل‌های معضلات و اختلافات خانوادگی، عدم گفتمان حضوری میان اعضای خانواده است.

گفتوگو در خانواده
نگاهی به اثرهای مثبت و منفی گفت‌وگو در خانواده
اهمیت گفت‌وگو در خانواده: گفتوگو در خانواده باعث تقویت هویت خانواده می‌شود. گفت‌وگو صمیمانه میان اعضای خانواده، خانه را به محیطی سرشار از عشق، پذیرش و تعلق تبدیل می‌کند. البته که یادگیری مهارت گفتگو با خانواده برای هر یک از اعضای خانواده بسیار مهم است، اما اهمیت بیشتری در سلامت روحی و روانی و رشد کودکانتان دارد. بچه ها باید هنر گفتگو با خانواده خود رابه خوبی بیاموزند تا در آینده در ارتباطات اجتماعی خود دچار مشکل نشوند. یکی از دلایل اصلی مشکلات جوانان در جامعه اعم از اعتیاد، بزهکاری، عدم اعتماد به نفس، خودکشی و بسیاری از آفت های اجتماعی دیگر که در فرهنگ معاصر با آن روبه رو هستیم، ریشه در فقدان یادگیری مهارت گفتگو در خانواده در زمان خردسالی بوده است. اگر کودکان نتوانند احساس تعلق به پدر، مادر، خواهر و برادر خود داشته باشند، آن را در جایی دیگر جستجو می‌کنند. همانطور که مطالعات نشان داده است فرزندانی که در خانه احساس راحتی می‌کنند و آنچه را که در قلبشان است به اشتراک می‌گذارند، کمتر به رفتارهای پرخطر روی می آورند و به مراتب شخصیت قوی تری دارند. در ادامه به چند اصول گفتگو در خانواده می‌پردازیم که عمل به آنها سبب موفقیت هرچه بیشتر خانواده شما می‌شود.

1- برای یکدیگر وقت بگذارید:
اولین و مهم ترین نکته در برقراری یک رابطه  صمیمانه، در دسترس بودن است. اگر شما همیشه درگیر کار و فعالیت های خود باشید و در دسترس اعضای خانواده خود نباشید و وقتی را برای گفتگو با آنان نگذارید، هر روز فاصله میان اعضای خانواده بیشتر می‌شود و به مرور وضعیتی پیش می‌آید که اعضای خانواده احساس می‌کنند که دیگر حرف یکدیگر را متوجه نمی‌شوند چرا که تعامل درستی بین آنها برقرار نشده است. اگر شمایی که این مطلب را می‌خوانید پدر یک خانواده هستید، به عنوان یک پدر فوق العاده برای ارتباط با همسر و فرزندان خود وقت بگذارید. اگر شما فرزند خانواده هستید، در مورد اتفاقات روزمره با خانواده خود صحبت کنید و در موارد لازم از آنان مشورت بگیرید.

2- رفتار دوستانه داشته باشید:
با اعضای خانواده خود، با لحنی صمیمانه و دوستانه صحبت کنید و سعی کنید در ارتباط با آنان، لبخند بر لب داشته باشید. هیچ گاه با صدای بلند صحبت نکنید. فریاد نکشید و خواسته های خود را به آرامی مطرح کنید.

3- به سلایق و علایق یکدیگر احترام بگذارید:
یکی از مهم ترین مهارت ها در اصول گفتگو در خانواده، احترام گذاشتن به علایق و سلایق یکدیگر می‌باشد. اعضای خانواده باید بتوانند به طور محترمانه با یکدیگر درباره تفاوت نظرها و سلیقه ها صحبت کنند و دیدگاه یکدیگر را به خوبی درک کنند. در این نوع خانواده ها، نوعی احساس مشارکت و عشق متقابل وجود دارد.

4- فروتن و متواضع باشید:
فروتنی چه در خانواده و چه در جامعه، سبب احترام و توجه دیگران به شما می‌شود. افرادی که با فروتنی و احترام برخورد می‌کنند، همیشه در جایگاه والاتری نسبت به بقیه قرار می‌گیرند.

5- مهارت گوش دادن را در خود تقویت کنید:
یکی از مهم ترین معضلات گفتگو در خانواده، نداشتن مهارت گوش دادن است. اگر اعضای خانواده احساس کنند که به حرف هایشان گوش داده می‌شود و برای سخن آنان اهمیت قائل می‌شوند و مورد درک متقابل قرار می‌گیرند، در خیلی از موارد از مواضع خود دست می‌کشند و در کشمکش های خانوادگی کوتاه می آیند و مجددا روابط صمیمانه خود را از سر می‌گیرند.

6- دست از تحقیر در گفتگو بردارید:
یکی از اشتباهات ما در مهارت گفتگو با خانواده، این است که در صحبت های خود، طرف مقابل را تحقیر و یا سرزنش می‌کنیم. به همین دلیل بسیاری از گفتگوهای ما به مشاجره ختم می‌شود. مقایسه ها، سرزنش، تحقیرها، صحبت کردن از دیگران و …، از مهم ترین عوامل کاهش زمان گفتگو میان اعضای خانواده است.

7- مهارت گفتگو را در خود تقویت کنید:
مهارت گفتگو یک مهارت انتسابی نیست بلکه اکتسابی است. شما باید این مهارت را به دست آورید. شما می‌توانید از طریق خواندن کتاب و روزنامه، مراجعه به مشاوره خانواده، استفاده از رسانه های گروهی، مانند تلوییزیون، رادیو، این مهارت را بیاموزید.

 

8- قبل از حرف زدن فکر کنید:
یک ضرب المثل قدیمی است که می‌گوید اگر حرف نقره باشد، سکوت طلاست. این به این معنی است که لازم نیست همه جا و به نسبت به همه چیز نظر دهید. در برابر حرف ها و نظرات جبهه بگیرید و سریعا واکنش نشان دهید. اول به خود فرصت فکر کردن بدهید، شاید برداشت شما نادرست باشد و یا اشتباه متوجه کلامی شده باشید که سبب رنجش شما شده است. در بررسی های صورت گرفته، از مهم ترین دلایل تنش و دعوا در خانوادها، سوء برداشت از رفتار و صحبت های یکدیگر است.

9- صبر و بخشش داشته باشید:
داشتن صبر و حوصله در گفتگو، یک هنر گفتگو با خانواده محسوب می‌شود. یک طرفه به قاضی نروید. اگر از حرفی رنجیده اید سریعا از آن برداشت منفی نکنید. در کمال آرامش از فرد مورد نظر، توضیح بخواهید. کنترل احساسات خود را به دست بگیرید و از خشم بپرهیزید. اگر از رفتار و یا گفتار یکی از اعضای خانواده رنجیده اید و او متوجه اشتباهش شده است و درصدد عذرخواهی برآمده، کینه به دل نگیرید و او را ببخشید. بخشش لازمه تداوم رابطه چه در خانواده و چه در جامعه است.

10- دعوا و مشاجره به معنای گفتمان و مباحثه نیست:
لطفا تفاوت این دو را درک کنید. با گوشه و کنایه حرف زدن را کنار بگذارید. از جک گفتن و مسخره کردن یکدیگر بپرهیزید. زیرا این رفتار ها در فرد مقابل حس منفی ایجاد می‌کند و سبب کاهش اعتماد به نفس او می‌شود. فردی که در خانواده دائما مورد تمسخر قرار می‌گیرد، در ارتباط اجتماعی خود هم با مشکل مواجه میشود. دچار شخصیتی منزوی، بدون اعتماد به نفس و گوشه گیر شده و در تصمیمات مهم زندگی مانند ازدواج، انتخاب شغل و … به مشکل می‌خورد و قطعا دودش به چشم شما هم خواهد رفت.

11- روشن حرف بزنید:
بیشتر ما حوصله فکر کردن به حرف های دیگران را نداریم تا متوجه منظور اصلی آنان شویم. بنابراین خواسته های خود از یکدیگر را به روشنی بیان کنید. اگر شما نیازمند توجه بیشتری از سوی خانواده خود هستید، مستقیما به آنان بگویید. افرادی که نمی‌توانند خواسته های خود را به طور واضح مطرح کنند، همواره مورد احترام و توجه کمتر قرار می‌گیرند.

 

والدین به آموزش نیازدارند
پزشک، قاضی، معلم و باغبان «توانا»، باید «دانایی» و «آمادگی لازم» را نیز کسب کنند. هیچ پدر مادری، خود به خود پدر و مادر موفق و توانایی نیست. مگر اینکه دانایی‌های ضروری را کسب کند. علت شکست انسان در تعلیم و تربیت، نداشتن شناخت نسبت به خود و کودک است. فرزندپروری و کودک‌داری و برقراری ارتباط صحیح و سالم با او، مانند سایر فعالیت‌ها نیاز به آموزش دارد. پژوهش‌ها نشان داده است که هرچه ارتباط کلامی و پیوند عاطفی بین اعضاء خانواده بیشتر باشد، روابط اعضاء آن سالم‌تر و محکم‌تر است. بنا بر توصـیه روانشناسان، در هـرفرصـتی کـه دسـت مـی‌دهـد بایـد با فرزنـدان صـحبت شـود و بـا او در فضـایی محبت آمیز، محرمانه و صمیمانه ارتباط کلامی و عـاطفی برقـرار شـود. از نظر روانشناسی، نخستین شرط تأمین سلامت روانی کودک و نوجوان، احساس امنیت روانی است. تعلیم و تربیت بدون احساس آرامش و امنیت، بی‌اثر خواهد بود.  کودک دارای احساس امنیت خود را پذیرفته و قبول دارد، به خود ودیگران اعتماد دارد، مسئولیت رفتار خود را پذیرفته و دیگران را مقصر نمی‌داند، تصمیم گیرنده مستقل و خلاق است، اراده‌ای راسخ دارد و راهنمای درونی هدایتش می‌کند، احساس آرامش درونی و خود ارزشمندی می‌کند.

یکی از مؤثرترین عوامل در بهبود رابطه والدین با نوجوانان، دلگرم کردن آن‌ها و ایجاد اعتماد به نفس و تقویت ارزشمندی در نوجوان است. برخورداری از اراده، اعتماد به نفس قوی، قـدرت تصـمیم گیـری، ابتکـار، خلاقیـت، سلامت فکری و بهداشـت روانـی، رابطـه مسـتقیمی بـا میـزان عـزت نفـس و احسـاس خود ارزشمندی فرد دارد. محوری‌ترین انگیزش دوران نوجوانی، بدست آوردن استقلال اسـت. اگر چنین انگیزه‌ای در نوجوان بیدار نشود او نمی‌تواند به رشد و کمـال برسـد و همواره کودکی وابسته باقی می‌ماند و استعدادهایش شکوفا نمی‌شود. والـدین نبایـد فرزنـدان را زیـاد بـه خـود وابسـته کننـد. درمرحله دوم، والدین با پـذیرش و احتـرام به استقلال نسبی فرزندان، این مرحله را برای او رضایت بخش و پذیرفتنی می‌کننـد. در مرحله سوم، نوجوان با اثبات لیاقت و شخصیت قابل اعتماد، به این استقلال پاسخ مثبت می‌دهد و آمادگی خود را برای استقلال بیشتر اثبات می‌کند.

تکریم منزلت و شخصیت، جوان را به میدان گسترده روابط اجتماعی و حضور مـؤثر و فعال در جامعه می‌آورد و تضعیف شخصیت، او را به عقب نشینی و انزوا وادار می‌کنـد. جوان اگر احترام ببیند و تکـریم شـود، اعتمـاد مـی‌کنـد و تـوانش را در مسـیر سـالم و سازنده‌ای به کار می‌گیرد. جوانی که خواسته‌هـای شخصـی‌اش سـرکوب شـده و در خـانواده بی‌احترامـی و اهانت دیده است، ضعیف و آسیب پذیر است. پذیرش از سوی خـانواده، نیـاز مهـم جـوان اسـت. او بایـد احسـاس کنـد کـه درمیـان خانواده‌اش موقعیتی مطلوب و پذیرفتنی دارد. برخی از خانواده‌ها، فرزند خـود را چنـان که شایسته است، نمی‌پذیرند و او را به صراحت یا تلویحی طرد می‌کنند. این شیوه برخورد والدین، اساس روابط درست آنان با فرزندانشان را تهدید می‌کنـد و سبب تیره شدن روابط صمیمانه فرزندان باهم نیـز خواهـد شـد؛ جوان مستعد پرخاش و ناراحتی‌های عصبی و روابـط ناسـالم بـا دیگـران می‌شود.

در پی تبادل عاطفی احساس امنیت، اطمینان و اعتمـاد جـوان سـیرآب مـی‌شـود و نتیجـه طبیعـی آن، احسـاس تعلـق بـه خـانواده اسـت. پـرورش روحیه خـوش‌بینـی و مثبت‌نگری در جوان از دیگر دستاوردهای این احساس امنیت است. والدینی که ناآگاهانه، فرزند جوان خـود را از هر تجربه جدیدی ‌باز می‌دارند و پی در پی او را دلسرد و بی‌جرات می‌کنند، نتیجه‌ای جز«ظهور بیگانگی عاطفی» نخواهند گرفت. والدین در این دوره باید همواره با فرزندان خود مشورت کنند. هنگـامی کـه بـا جـوان درباره مسأله‌ای مشورت می‌شـود احسـاس با شخصـیتی مـی‌کنـد و چـون والـدین او را پذیرفته و به او اعتماد دارند احساس غرور و خردسندی می‌نماید. والدین از پیشـنهادهای صـحیح جوانـان اسـتقبال کننـد. مشورت والدین با فرزندان در تأمین سلامت و پـرورش عقـل و اندیشـه و بهداشـت روانی فرزندان و همچنین روابط صحیح و متعادل والدین با آن‌ها نقش اساسـی دارد و از شاخص‌ترین و نافذترین برنامه‌های تربیتی‌ و از بهترین شیوه‌های ارتباط با جوانان است. هویت شغلی، بخش مهمی از هویت بشر است. داشتن شغلی با ارزش اجتماعی، عـزت نفس را زیاد و به افزایش احساس ایمنی کمک مـی‌کنـد. بعضی از جوانان درانتخاب شغل یا رشته تحصیلی اشتباه می‌کنند و بدون توجـه بـه شایستگی و استعداد طبیعـی خـویش و فقـط بـه‌دلیـل شـوق و علاقـه‌ای کـه در خـود احساس می‌کنند به کاری دست می‌زنند که شایسـته آن نیستند.

نقش شرایط اجتماعی و متغییرها در ایجاد فاصله‌ی فکری میان جوانان و والدین
مطالعه‌‌ها نشان می‌دهد که وضعیت اجتماعی-اقتصادی خانواده همچون طبقه‌ اجتماعی، درآمد و تحصیلات والدین بر روی سلامت فرزندان اثر دارد. فرزندان خانواده‌هایی که از طبقات اجتماعی بالا، با درآمد و تحصیلات بالاتر هستند از سلامت روان بیشتری برخوردارند. جستار پیش‌رو بازگوکننده این امر است که بین درآمد و تحصیلات والدین با سلامت روان فرزندان رابطه مثبت معنی‌داری وجود دارد. در این باره می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که والدین با تحصیلات بالاتر احتمالاً توانایی بیشتری در خصوص حل مسائل فرزندانشان دارند و می‌توانند مشکلات آن‌ها را با تدابیر مناسب‌تر حل نمایند. از سوی دیگر والدینی که دارای درآمدهای بالاتر هستند به دلیل آنکه بهتر می‌توانند به تقاضاهای فرزندانشان پاسخ دهند کمتر با فرزندان دچار تعارض می‌شوند و از سرکوب نیازهای فرزندان اجتناب می‌کنند.

نوجوانانی که گزارش کرده‌اند بین والدینشـان تعارضات زیـادی وجـود دارد، از سلامت روان کمتری برخوردار بوده‌اند. در این پژوهش نشان داده شد که هر چه مقطع تحصـیلی بالاتر مـی‌رود میـزان سلامت روان نوجوانان کمتر می‌شود. این امر می‌تواند به دلیل مسائل مربوط به دوران بلـوغ یا افزایش فشارهای درسی در مقاطع بالاتر و سایر مسائل دیگر باشد. براساس نتایج حاصل از آزمون، مهمترین متغیـری کـه سـلامت روان دانش آمـوزان را تبیین می‌کند، تعارضات والدین با فرزندان در خانه اسـت. ایـن متغیر خـود تحـت تـأثیر متغیرهای اقتصادی-اجتماعی قرار دارد. متغیر اول و دوم که وارد معادله شـده‌اند نشـان دهنـده ضـعف پیوندهای خانوادگی و دلبستگی اعضاء خانواده است. با بالا رفتن میزان تعارضات خـانوادگی و زناشویی شاهد کاهش سلامت روان فرزندان هستیم.

سومین متغیر طبقـه اجتماعی است که خود از متغیرهای اقتصادی-اجتماعی اسـت. بـا بالا رفـتن طبقـه اجتمـاعی والدین، شاهد افزایش میزان سلامت روان فرزندان هستیم. با افزایش سن، احتمالاً درگیری‌های اجتماعی و بحران‌های دوران بلوغ بیشتر شده و در نتیجه مشکلات روانی نوجوانان افـزایش می‌یابـد. همچنـین بـا بالا رفـتن مقطع تحصیلی فشارهای درسی نیز بیشتر می‌شود که خود به افزایش مشکلات روانی نوجوانان می‌انجامد. از آنجا که تعارضات خـانوادگی و به خصـوص تعارضات والدین بـا یکـدیگر و بـا فرزنـدان بیشترین توان تبیین کنندگی تغییرات سلامت روان نوجوانان را داشته است، لذا لازم است تا بـر روی روابط خانوادگی و بهبود آن‌ها بیشتر تأکید شود.

لزوم اجرای برنامه‌هایی در جهت کاستن از تنش‌های خانوادگی توسط سازمان‌های ذی‌ربط همچون سازمان صداوسیما، بهزیستی و مراکـز مشاوره به شدت احساس می‌شود. این برنامه‌ها عمدتاً باید به شکل کارگاه‌های حل مسئله ارائه شود تا با توانمندسازی خانواده‌ها از تنش‌های خانوادگی بکاهـد. همچنانکـه مشـاهده شـد، در خانواده‌هایی که دارای والدین تحصیل کرده‌تر هستند، میزان تعارضات با فرزنـدان کمتـر اسـت. تحصـیلات، توانـایی والـدین را در حـل مشکلات خانوادگی افزایش می‌دهد و نحوه برخورد با فرزندان و در نتیجه افـزایش سـلامت روان آن‌ها را تقویت می‌کند.

حال می‌توان با روش‌های مختلـف ماننـد تولیـد فیلم‌هـای آموزشی سینمایی و تلویزیونی، کلاس‌های مختلف به خصـوص در صـدا و سـیمای جمهـوری اسـلامی و از طریق سازمان‌های مختلف که دست اندر کـار مسـائل خانواده‌ها هسـتند، بـه آمـوزش والدین پرداخت. این امر به آن معنی نیست که مشکلات اقتصادی خانواده، فشارهای تحصـیلی و ماننـد آن‌ها را نادیده بگیریم. فرزندانی که والدین و به خصوص پدران آن‌ها بیشتر وقت خود را در خـارج از خانـه جهـت کسـب درآمـد می‌گذراننـد، پیونـدهای خـانوادگی ضـعیف‌تری دارنـد و میـزان آسیب‌پذیری آن‌ها بیشتر است. بنابراین لازم اسـت بـا آموزش‌های گونـاگون شـرایط اقتصـادی-اجتماعی خانواده‌ها هر چه بیشتر بهبود یابد تا سلامت روان فرزندان تأمین و تضمین شود.

سلامت، استحکام و اقتدارعاطفی و منطقی خانواده در گـرو برخـورداری اعضـا از بصیرت و بینش اجتماعی و آگاهی‌های لازم برای سازندگی و پیشـگیری از درگیـری، تضاد و کج‌روی است. خانواده‌های لجام گسیخته و متزلزل، جامعه‌ای بی‌سامان را پدید می‌آورند کـه در آن، نشانی از خانواده سالم یافت نمی‌شود. میزان طلاق روزبه‌روزافزایش می‌یابـد و بـه فروپاشی نظام خانواده می‌انجامد. برخی ازپدران و مادران درباره مهارت اداره خانواده آمـوزش ندیـده‌انـد. میـانگین زمان برقراری ارتباط کلامی همسران با یکدیگر و کودکانشان بسیارناچیزو کم اسـت و همین موضوع سبب سردی فضای خانواده و قطع ارتباط عاطفی شده است. گونه‌های ساختار ارتباط به ساختارهای کلامی و رفتاری تقسیم می‌شود. ارتباط کلامی یا زبان، مهمترین عامل ارتباطی انسان و ساده و کاربردی تـرین وسـیله تبادل و تفاهم انسان‌ها به شمارمی‌رود. ارتباط غیرکلامی، برخی از رفتار نشان‌دار و بی‌نشان یا مهمل، بامعنا و مهم بـه نظـر می‌رسند. پیـام‌های غیرکلامـی، چهـار گونـه‌انـد که شامل حرکات وضـعی بـدن، غیرکلامی حرکتی، غیرکلامی اشاره‌ای و غیرکلامی چهره‌ای می‌شود.

در ارتباط والدین با فرزندان، چهره با مخاطب سخن می‌گویـد. حـالات چهـره فـرد انعکاسی از اوضاع و احوال درونی او است. واکنش افراد نسـبت بـه رفتـاردیگـران، در حالات چهره نمایان می‌شود که در شـکل برقـراری ارتبـاط مثبـت یـا منفـی تـأثیردارد. حالات چهره تفسیر اوضاع و اسرار درونی انسان است. همان گونه که گفتار انسان تـا حـد زیادی، بیانگر وضعیت روانی و شخصـیتی او است. البته کلام و گفتار، فقط بخشی از جریان ارتباط و تبادل نظر با دیگران است. انسان‌ها در هر سنی، افکار، نگرش و معانی مختلف را بیشتر با حرکات چهره، آهنگ صدا، طرز نگاه کردن، ایستادن و نحوه لمس کردن دیگران و مجموعه رفتار غیرکلامی که نام برده شد، منتقل می‌سازند. رفتار غیرکلامی در ارتباط با کودکان، نیرومندتر و مؤثرتر از کلمات است؛ زیرا آنان هنوز پیچیدگی و رموز ارتباط کلامی را به خوبی نمی‌دانند. اگر از این ارتباط کلامی و غیرکلامی درست و اصولی بهره‌گیری شود، ارتباطی سالم و مؤثر بین والدین و فرزندان برقرارمی‌شود.

 

بخش‌‎های یادداشت‌برداری از گفت‌وگو با جوانان و والدین
در جریان مصاحبه با شماری از جوانان و والدین در شهر کابل چنین یادداشت‌برداری ازدیدگاه شان گرفته شده است:
زاهد همایون جوان خبرنگار است او در این باره می‌گوید: "شکاف اصلی در میان نسل‌ها را دنیای فناوری ایجاد کرده. ما نسلی هستیم که با ابزار جدید و فناوری بزرگ و پرورش یافتیم اما نسل‌های گذشته به چنین ابزار دسترسی نداشتند. دنیای مجازی و فناوری فضای نوین فکری را برای جوانان ایجاد کرده که خیلی تفاوت زیاد با دوران گدشته و فکر نسل قبلی مان است. در باره‌ی حل این مسله باید بگویم که چاره‌ای نیست به‌جز این‌که والدین و نسل‌های گذشته‌ی مان را با دنیای امروز تا جایی امکان وفق دهیم. با برگزاری سمینارهای خانوادگی، کلیپ‌های رسانه‌ای و سازمان‌های بشری موارد امروزه و ارتباط نوین را باید به والدین یا خانواده‌ها آموزش داد."

یوسف، پیرمردی‌ست با چند اولاد و نواسه‌هایش یک‌جا زندگی می‎‌کند. او می‌گوید: "نسل‌های امروز خیلی ب