بادلهی احساس، اندیشه و تصمیم یک اصل اساسی در جامعهی انسانی است و طبیعتن هرکسی در این تبادل طالب حقیقت است و..
دیکتاتوری دیجیتلی و خطر آن برای بشر
ابزار دیجیتلی چگونه ما را به دنیایی خود کشانیده است؟ گرایش انسان به دنیای مجازی چی پیامدی دارد؟
چیچیزی باعث شد تا وسایل دیجیتلی به یک ابزار سیاسی و دیکتاتوری مبدل شود؟ این دیکتاتوری برای بشر چی نوع تهدیدی را به همراه دارد؟
این مقالهی تحلیلی به پاسخ این سوالات مهم پرداخته و سعی کرده تا این موضوع را روشن کند.
دیکتاتوری دیجیتلی چیست؟
در بحث علمی، سیاست سوی استفاده از ابزار دیجیتلی و الگوریتمهای فناوری برای منافع شخصی و اقتصادی را دیکتاتوری دیجیتلی میگویند.
در این باره یووال نوح هراری پروفیسور نامآشنای تاریخبشر در سومین کتاب مشهورش بهنام ۲۱ درس برای قرن ۲۱، درسهای موثری را برای نسل کنونی آموخته است و آنچه که در حال حاضر بر بشر میگذرد به خوبی روشن کرده است.
در قسمت دیکتاتوری دیجیتلی او باور دارد که بهجای سرمایهگذاری روی ابزار فناوری بهتر است که بر اندیشه و فهم علمی بشر سرمایهگذاری شود. او در کتابش چنین نوشته؛ "برای هردالر و هردقیقهای که بر بهبود هوش مصنوعی سرمایهگذاری میکنیم، عاقلانه است که هردالر و هردقیقه را روی بهبود هوشیاری انسان هزینه کنیم. متاسفانه در حال حاضر کارِ چندانی برای تحقیق بر هوشیاری انسان و راههای گسترش آن انجام نمیدهیم".
همچنان این نویسنده در بخش دیگری کتاب از روند سرمایهگذاری بالای تکنولوژی و هوش مصنوعی به شدت انتقاد میکند؛ "اصلن نمیدانم توان کامل انسان چیست؟ زیرا دربارهی مغز انسان بسیار کم میدانیم و با اینحال روی کشف مغز انسان سرمایهگذاری نمیکنیم در عوض برای افزایش سرعت اتصال انترنتمان و بهرهگیری از الگوریتمهای بزرگ دیتا، سخت تحقیق و هزینه میکنیم".
با بیان نظریهی این پروفیسور (یووال نوح هراری) به پاسخ پرسش اول و دوم دست میابیم؛ ابزار دیجیتلی با هدف ایجاد سهولت بیشتر ما را به سوی خود میکشاند اما اگر موضوع از بُعد دیگر به دقت بررسی شود نتیجه میگریم که این ابزار در کنار خوبیها، زیادتر موارد منفی را بهدنبال دارد و گرایش زیادی بشر به آن میتواند پیامد منفی داشته باشد. ابزار فناوری امروزی در واقع ذهن ما را منحرف کرده چنانکه برای هوش واقعی بشر هیچکاری نمیکنیم، بهجای آن سعی داریم به تقویت هوش مجازی بپردازیم و اینگونه فکر میکنیم که برای پیشرفت بشر کار شده است. در حالیکه موضوع درست چیزی دیگریست.
چیچیزی باعث شد تا دنیای دیجیتلی به یک ابزار سیاسی و دیکتاتوری مبدل شود؟
متاسفانه دنیای امروزی به دنیای پول و مادیات مبدل شده است. آنقدر سرگرم منافع شخصی خود هستیم که دیگر واژهای بهنام ارزشهای انسانی و اخلاقی را نمیشناسیم و فراموش کردیم که در قبال خود و انسان دیگر واقعن چی مسوولیتی داریم.
به همینمنظور برخی با سوی استفاده از ابزار فناوری، به آن جنبهی سیاسی و دیکتاتوری داده اند و سعی دارند تا جهت تامین منافع شخصی خود به یک سلسله اقدامات سیاسی اقتصادی دست بزنند. سالانه وسیلههای زیادی فناوری را بالای ما با هزینههای هنگفتی میفروشند و ما را سخت سرگرم آن میکنند. همچنان برای اینکه ما بتوانیم به طور دوامدار از این ابزار استفاده کنیم مجبوریم پس از گذشت یک مدت، این ابزار را با پرداخت یک مقدار هزینهای، بهروز برسانیم.
این روند برای بشر چی نوع تهدیدی را به همراه دارد؟
برای بحث معتبر، منطقی خواهد بود که این بخش را با نقل قول یک عالم مستندسازی کنیم.
"اگر مراقب نباشیم به انسانهای حقیر تبدیل میشویم که از کمپیوترهای خود سوی استفاده میکنیم تا دقدلیمان را جهانآور کنیم". (یووال نوح هراری)
در اینجا اشارهی این عالم به روند دیجیتلسازی ابزار و کشاندن بشر به دنیای مجازی است و به خوبی موضوع را روشن کرده که ادامهی این روند به آدمها تهدید بزرگیست و این ابزار میتواند حتا احساسهایمان را تحت تاثیر و کنترول خود در آورد.
نتیجه و دیدگاه پایانی مطلب
از نظر من آنچهکه هراری نگرانش است، فعلن متاسفانه بشر در جریان وقوع همان وضعیت ناگوار قرار گرفته و امروزه ما برای چارهجویی، بهجای اینکه با همدیگر دربارهی مشکلات و دلدقیمان از نزدیک حرف بزنیم، متاسفانه به الگوریتمها پناه میبریم، در مبایل، کمپیوتر و شبکههای اجتماعی دنبال راه حل مجازی هستیم.
ادامهی این وضعیت بشر را مطیع دیکتاتوری دیجیتلی میکند و زمانیکه ابزار فناوری به بشر قدرت یابد انسان به یک رنج فناپذیر مثل بیربطی و عدم موثریت مبتلا میشود.
آگاه باشیم و بدانیم که به کدام سو روانیم. نباید هم خیلی به الگوریتمها و پیشرفتهای فناوری خوشبین باشیم. همان وسیلهای که بسیار مهم است و میتواند برای ما کاربرد منطقی و درست داشته باشد، استفاده کنیم. نباید زود متاثر هرنوع ابزار جدید شویم، بدانیم که هر وسیلهای با یک هدف مشخص پسپرده ساخته شده است. انسان خردمند کسیست که ماهییت هر وسیله را دانسته و نافهمیده در چنگال آن نیفتد.
معرفینامهی کوتاه نویسندهی این مقاله
فرشاد عمری؛ دانشآموختهی خبرنگاری دانشگاه کابل، نویسنده، روزنامهنگار آزاد و آموزگار برنامههای رسانهای حوزهی ژورنالیزم دانشگاه خصوصی رنا
تا اکنون چندین گزارش و مقالههای علمی و پژوهشی من در ماهنامهی بیداری، روزنامهی صبح کابل، رسانهی آنلاین خبرنامه و همچنان چهار مقالهام در رسانهی معتبر هشت صبح با سوژههای اجتماعی- علمی و تحلیلی نشر شده است. در صورت که خواسته باشید میتوانم لینکهایش را با شما شریک سازم.
امید در صورت نشر یا عدم نشر این مقاله مرا در جریان بگذارید.
از همکاری همیشگی تان سپاسگزارم.
